أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

34

تجارب الأمم ( فارسى )

محمد بن سليمان چنان كرد و بر مصريان تنگ گرفت ، سواره بر آنان بتاخت تا نزديك « فسطاط » رسيد و به سردارانى كه در مصر بودند نامه نوشت . نخستين كس كه به سوى وى آمد « بدر حمامى » بود كه پيشواى ايشان بود و همين رفتار او ايشان را زبون ساخت تا آنجا كه سرداران مصر پشت سر هم پناهنده شدند . چون هارون و يارانش چنان ديدند بر محمد بن * سليمان يورش بردند و جنگها كردند . در اين هنگام ، ميان ياران هارون [ خمارويه ] دو دستگى رخ داده به جان هم افتادند . چون هارون براى آرام كردن ايشان ، به ميان آمد ، يكى از ايشان تيرى به سوى او رها كرد كه او را بكشت . چون گزارش به محمد بن سليمان رسيد با سپاهيان خود به شهر « فسطاط » در آمده همهء خاندان « طولونى » و كارمندانشان را دستگير كرده بر دارائى ايشان دست نهاده ، فتحنامه‌ها نوشت . از بغداد به او نوشته شد كه بايد همگى آنان را به سوى بغداد گسيل دارد و هيچكس از آنان در مصر و شام بجا نماند و او چنان كرد . سپس يكى از سرداران مصر كه « خلنجى » نام داشت ، در مرز مصر از سپاهيان محمد بن سليمان پس ماند و گروهى از سپاهيان را با خود ، همداستان كرده ، به مصر بازگشت و در راه خود ، گروههائى آشوبخواه را با خود آورده كارش بالا گرفت و با كارگزار سلطان در آنجا ، عيساى نوشرى ، بجنگيد ، و چون او مصر را رها كرد ، خلنجى بدانجا در آمد و استوار شد . سلطان « فاتك » مولاى معتضد را براى جنگ با وى نامزد كرد و « بدر حمامى » را نيز بعنوان مستشار در كارها با وى بفرستاد و سردارانى با سپاهيان بسيار همراه وى كرده ، دستور داد ، در رفتن شتاب كنند . سال دويست و نود و سوم آغاز شد در اين سال خبر رسيد ، خلنجى كه بر مصر چيره شده است ، با كيغلغ و ديگر سرداران [ خليفه ] نزديك * « عريش » جنگيده و ايشان را به بدترين شكل شكست داده است . نيز در اين سال ، يكى از سرداران طاهر بن محمد بن عمرو بن ليث صفار به بغداد